یلدا مبارک
تخفیف 10 درصدی روی تمام تابلو ها
کد تخفیف: yalda1404
چاپ روی پارچه کنواس:
پارچه کنواس همان متریالی است که نقاشان حرفهای برای آثار رنگ روغن استفاده میکنند. بافت طبیعی و برجسته این پارچه باعث میشود نتیجه چاپ در تونالیته بسیار شبیه نسخه اصلی و دارای کیفیتی واقعی و اصیل باشد.

پاسپارتو چیست؟
پاسپارتو نوعی مقوای ایتالیایی است که دور اثر قرار میگیرد و با ایجاد یک فضای کنترلشده و زیباشناسانه، توجه بیننده را بیشتر بر خود اثر متمرکز میکند.

چاپ فلتبد هشت رنگ:
در روشهای معمولی چاپ، دستگاهها معمولا با سه یا چهار رنگ کار میکنند و رنگهای مورد نیاز را با ترکیب همان رنگهای اصلی ایجاد میکنند. اما پرینتر فلتبد هشترنگ تونالیته، علاوه بر رنگهای اصلی، از سه رنگ فرعی و مکمل نیز استفاده میکند و همین ترکیب گسترده امکان دستیابی به دقت رنگی تا هزار برابر بیشتر از پرینترهای معمولی را فراهم میسازد. دو رنگ اضافی نیز برای ایجاد برجستگی و عمق در اثر بهکار میرود تا نتیجه نهایی واقعیتر و چشمگیرتر باشد. با این ویژگی، ما میتوانیم آثار نقاشی را تا 99 درصد شباهت نسبت به اصل اثر تقدیم شما کنیم.

دیگر آثار پیر آگوست رنوآر Pierre Auguste Renoir
اثار دیگر در دسته تابلو نقاشی معروف
موارد پیشنهادی دیگر
برای سفارش چاپ تابلو «رقص در مولن دلاگالت» اثر پیر-اگوست رنوار، شما میتوانید این اثر را در سایزها و قابهای مختلف مطابق با سلیقه خود سفارش دهید.
ما این تابلو را با دقت و کیفیت بالا مشابه نسخه اورجینال رنوار ارائه میدهیم، که با استفاده از بهترین مواد و تکنیکهای چاپ، جزییات و رنگهای خاص آن به دقت بازسازی شده است. شما میتوانید این اثر زیبا را در اندازههای مختلف و با انتخاب قابهای چوبی یا مدرن متناسب با دکور خود سفارش دهید.
این اثر نه تنها برای علاقهمندان به هنر امپرسیونیسم، بلکه برای کسانی که خواهان افزودن جذابیت و زیبایی به فضای داخلی منزل یا محل کار خود هستند، گزینهای ایدهآل است. برای سفارش و دریافت مشاوره بیشتر، با ما در تماس باشید.
در ادامه مقاله کاملی از سایت تونالیته درباره این نقاشی ارائه میگردد.
نقاشی «رقص در مولن دلاگالت» (Bal du moulin de la Galette) اثر پیر-اگوست رنوار، بیتردید یکی از شاخصترین دستاوردهای امپرسیونیسم در دههی ۱۸۷۰ میلادی است. این اثر برجسته که در سال ۱۸۷۶ با تکنیک رنگروغن روی بوم خلق شد، نخستین بار در نمایشگاه امپرسیونیستها در سال ۱۸۷۷ به نمایش درآمد و امروز نسخهی اصلی آن با ابعاد ۱۳۱ در ۱۷۵ سانتیمتر در موزهی اورسی پاریس نگهداری میشود.
رنوار (۱۸۴۱–۱۹۱۹)، نقاش فرانسوی و از چهرههای محوری مکتب امپرسیونیسم، در شهر لیموژ متولد شد. او از نوجوانی به هنر علاقهمند بود و کار خود را با طراحی گل بر روی ظروف چینی آغاز کرد؛ تجربهای که حساسیت بصری و دقت او در کار با رنگ و فرم را تقویت نمود. آموزش رسمی رنوار در مدرسه هنرهای زیبا پاریس و نزد استادانی چون شارل گلیر، در کنار دوستی و همکاری با هنرمندان همنسلش مانند کلود مونه، آلفرد سیسلی و فردریک بازیل، او را به قلب تحولات هنری نیمه دوم قرن نوزدهم کشاند. رنوار همراه با آنان در نخستین نمایشگاه امپرسیونیستها (۱۸۷۴) مشارکت کرد و بدین ترتیب، نقشی تعیینکننده در شکلگیری این جنبش هنری ایفا نمود.
رنوار بیش از هر چیز به نمایش زندهدلی، لذتهای روزمره و زیبایی جسمانی انسان علاقهمند بود. او در این مسیر، سنت هنرمندانی چون روبنس و واتو را دنبال میکرد و در عین حال، با زبانی نو و آزادانهی رنگ و نور، فضایی بیواسطه و صمیمی میآفرید.
«رقص در مولن دلاگالت» تصویری درخشان از پویایی و نشاط اجتماعی پاریس در اواخر قرن نوزدهم است. صحنه، باغی در محلهی مونمارتر را نشان میدهد که پاریسیها برای رقص و شادی به آنجا میآمدند. نقاشی نهتنها یک رخداد خاص را ثبت میکند، بلکه همانند یک عکس فوری هنری، لحظهای زنده از زندگی شهری را به تصویر میکشد. این نگاه واقعگرایانه و در عین حال شاعرانه، نمونهای روشن از دغدغهی رنوار برای نمایش فرهنگ تفریح و سرگرمی عصر خود است. همین ویژگیها، همراه با رنگآمیزی پرجنبوجوش و نورپردازی درخشان، این تابلو را به یکی از محبوبترین و معروفترین آثار تاریخ نقاشی بدل کرده است.
مولن دلاگالت که در فرانسوی به معنای «آسیاب کلوچه» است به مکانی خاص بلکه به فضایی فرهنگی و اجتماعی در دل پاریس اشاره دارد. واژه "مولن" در زبان فرانسه به آسیاب بادی اشاره میکند و مولن دلاگالت یک آسیاب بادی قدیمی بود که در بالای تپهی مونمارتر، یکی از محلههای معروف پاریس، قرار داشت. این آسیاب نام خود را از نوعی کلوچهی خاص، به نام "گالت" که در آنجا به فروش میرسید، گرفته است. در ابتدا، خانواده دبری که این آسیاب را در سال ۱۸۰۹ خریدند، از آرد آسیابشده برای تهیه گالتها استفاده میکردند و آنها را همراه با شیر و بعدها شراب به مردم محلی میفروختند.
با گذشت زمان و در اواسط قرن نوزدهم، مولن دلاگالت از یک آسیاب ساده به یکی از پر جنب و جوشترین کابارهها و مکانهای تفریحی پاریس تبدیل شد. در دههی ۱۸۷۰، این مکان به نقطهی کانونی تفریحات یکشنبهها برای جوانان محلهی مونمارتر بدل شد. در آن دوران، مونمارتر جزو منطقههای پاریس نبود و به عنوان محلهای فقیر و تا حدودی روستایی شناخته میشد. اما همین ویژگیها به آن شخصیتی خاص و جذابیت ویژهای برای هنرمندان و جوانان پاریسی بخشید.
نقاشی رنوار از مولن دلاگالت نمایی از یک بعدازظهر معمولی یکشنبه را در قلب مونمارتر به تصویر میکشد. این باغ رقص باز و کافه که محل رفتوآمد هنرمندان پاریسی و مردم طبقه کارگر بود، در دل خود زندگی شهری پر جنبوجوش و لذتهای روزمره را ثبت میکند. در این فضا، مردم طبقه کارگر پاریس که لباسهای رسمی خود را پوشیده بودند، برای سرگرمی به مولن دلاگالت میآمدند. فعالیتهای تفریحی آنجا شامل نوشیدن، خوردن بستنی و رقصیدن تا دیروقت شب بود.
رنوار نیز به طور منظم به این مکان میآمد و از تماشای رقصهای بعدازظهر یکشنبه و شادی زوجهای حاضر در آن لذت میبرد. او این فضا را به عنوان یک بستر ایدهآل برای خلق آثار هنری خود میدید، جایی که میتوانست روحیه شاد و پرانرژی مردم را در قالب نقاشی به ثبت برساند.
با این حال، نقاشی رنوار از مولن دلاگالت تنها یک نقاشی واقعگرایانه از زندگی روزمره نیست، بلکه ترکیبی است از پرترههایی سازمانیافته که رنوار آنها را با دقت فراوان انتخاب کرده است. به جای نمایش صرف مشتریان این مکان، رنوار بیشتر از دوستان خود و چند مدل حرفهای برای خلق شخصیتهای نقاشیاش استفاده کرده است. این انتخابها به نقاشی روحی هنری و شاعرانه بخشیدند که علاوه بر بازنمایی یک مکان اجتماعی، به نمایش زیباییشناسی انسانی و اجتماعی نیز پرداخته است.
یکی از جنبههای جالب و ارزشمند «رقص در مولن دلاگالت»، قابلیت شناسایی شخصیتهای مختلف در نقاشی است که به لطف شرح مفصل ژرژ ریویر (دوست و زندگینامهنویس رنوار)، به دقت شناسایی شدهاند. ریویر، نویسنده و منتقد هنری، نه تنها در مورد این اثر نقد نوشت بلکه در آن زمان نیز در حلقهی دوستان هنری رنوار حضور داشت.
ژرژ ریویر، پیر-فرانک لامی و نوربرت گوئنوت: سه مردی که در سمت راست نقاشی، در میز پیشزمینه نشستهاند، عبارتند از ژرژ ریویر، پیر-فرانک لامی (نقاش و حکاک فرانسوی) و نوربرت گوئنوت (نقاش و هنرمند تصویرساز). جالب است که لامی و گوئنوت در نقاشی دیگر رنوار، «تاب خوردن» (La balançoire) نیز حضور دارند. ریویر در نشریه L'Impressionniste نقدی در خصوص این اثر نوشت که نشان از آشنایی عمیق او با روند هنری رنوار دارد.
استل: دختری که با لباس راهراه آبی و صورتی بر روی نیمکت نشسته است و در پیشزمینهی میانی قرار دارد، استل است. استل، که خواهر ژان (مدل مورد علاقهی رنوار در «تاب خوردن») بود، بهجای ژان نقش مدل اصلی را در این اثر ایفا کرد. در حقیقت، ژان در آن زمان در رابطهای عاشقانه با یک پسر محلی بود، به همین دلیل استل برای مدل شدن در این نقاشی انتخاب شد.
مارگو (مارگریت لگران) و دون پدرو ویدال د سولارس ای کاردناس: در وسط تالار رقص، مارگو (مارگریت لگران) که مدل محبوب رنوار بود، در حال رقص با دون پدرو ویدال د سولارس ای کاردناس، نقاش کوبایی با اصالت اسپانیایی است. مارگو بهطور خاص در تلاش بود تا این مرد رسمی را از حالت جدیاش خارج کرده و او را با رقصهای محلی و شاد، همچون پولکا، سرگرم کند. این صحنه به خوبی نشاندهنده تعامل بین شخصیتهای مختلف اجتماعی است. مارگو دو سال بعد بر اثر بیماری تیفوئید درگذشت و رنوار تا آخرین لحظات زندگی او را پرستاری کرد و هزینههای درمان و مراسم خاکسپاریاش را پرداخت.
رنوار در آثار خود اغلب ترکیبهایی از هنرمندان طبقهی متوسط و دختران طبقه کارگر که بهطور معمول به این رقصها میآمدند را به تصویر میکشید. این رویکرد به وضوح از دغدغههای اجتماعی و انسانی او نشأت میگرفت. در نگاه ژرژ ریویر، این نقاشی نه تنها یک تصویر دقیق و واقعگرایانه از زندگی پاریسی در آن دوران بود، بلکه «صفحهای از تاریخ» و نمایشی ارزشمند از زندگی روزمره مردم بود.
«رقص در مولن دلاگالت» نمایشی از جاهطلبی هنری رنوار در استفاده از تکنیکهای نوین است. این اثر نه تنها از نظر اجتماعی و انسانی مهم است بلکه در سطح فنی نیز تحولاتی در هنر نقاشی ایجاد کرد. رنوار در این نقاشی از روشهای نوآورانهای در زمینهی نورپردازی و قلمزنی استفاده کرد که بعدها در تاریخ هنر به عنوان نقاط عطفی در سبک امپرسیونیسم شناخته شد. بهویژه استفاده از نور طبیعی و تکنیکهای جالب در به تصویر کشیدن حرکات و شفافیت رنگها، این اثر را به یکی از برجستهترین نمونههای نقاشی در دوران خود تبدیل کرد.
پیر-اگوست رنوار پروژهی نقاشی «رقص در مولن دلاگالت» را در ماه مه ۱۸۷۶ آغاز کرد و آن را در فضای باز، در همان باغ معروف مولن دلاگالت به تصویر کشید. رنوار برای این کار، استودیویی در یک کلبهی متروکه در نزدیکی این مکان (در خیابان کورتو) برپا کرد که امروزه بخشی از موزه مونمارتر به حساب میآید. یکی از جنبههای جذاب این اثر، تلاش هنرمند برای خلق یک نقاشی بزرگ و پرفیگور در فضای باز است، که در آن زمان، برای بسیاری از هنرمندان، یک چالش بزرگ محسوب میشد. معمولاً، نقاشان برای چنین آثار بزرگی ابتدا در فضای باز طراحی میکردند و سپس مراحل نهایی را در استودیو تکمیل میکردند. اما رنوار با رویکردی متفاوت، این نقاشی را در همان مکان و در بازهی زمانی سهماهه از اواخر مه تا اواخر آگوست تکمیل کرد، پیش از آنکه تغییرات نور خورشید تأثیرات تصویر را تغییر دهد.
طبق گفتهی ژرژ ریویر، نقاشی در فضای باز چالشهای خاص خود را داشت، زیرا باد دائماً تهدید میکرد که بوم را جابهجا کند. دوستان رنوار به او کمک میکردند تا سهپایه را ثابت نگه دارند تا نقاشی به درستی پیش رود.
یکی از نوآوریهای قابل توجه رنوار در این اثر، استفاده از ضربات قلموی شل و روان است که احساس گذرا و لحظهای را به تصویر میکشد. این نوع قلمزنی که به شدت با سنتهای نقاشی آکادمیک تضاد داشت، امکان دیدن رنگهای خالص را به بیننده میدهد و قوانین آکادمیک را که خواستار "پایان کامل" و عدم نمایان بودن دست هنرمند بودند، نقض میکند. در نقاشیهای آکادمیک، باید هر جزئیات به وضوح و به دقت به تصویر کشیده میشد، اما رنوار عمدتاً این جزئیات را در این اثر محو کرد تا بر تأثیرات نور و حرکت تمرکز کند.
در سبک آکادمیک، معمولاً اشیا در پیشزمینه واضح و در پسزمینه محو میشدند، اما رنوار ترجیح داد یک تمرکز ملایم و یکسان را در سرتاسر نقاشی ایجاد کند. این تکنیک، فضایی نرم و شبیه به یک برداشت زودگذر از صحنههای شلوغ را به نقاشی میبخشد. هنگامی که به نقاشی نزدیک میشوید، متوجه میشوید که جزئیات چهرهها و اشیا به وضوح مشخص نیستند و در نگاه اول ممکن است به نظر برسد که نقاشی هنوز کامل نشده است. این تصور ابتدا موجب سردرگمی برخی منتقدان در نخستین نمایش شد، که گمان میکردند رنوار نقاشی را تمام نکرده است. با این حال، رنوار عمدتاً از جزئیات چشمپوشی کرد، زیرا میدانست که چشم انسان هنگام نگاه به نقاشی از فاصله، قادر به پر کردن این جزئیات است و بدین ترتیب میتوانست به تأثیرات بصری و حرکات در حال تغییر در صحنه توجه کند.
«رقص در مولن دلاگالت» یکی از آثار برجستهای است که در آن رنوار به شکلی شگرف تأثیرات زودگذر نور را به تصویر کشیده است. این اثر بهویژه در زمینه استفاده از نور طبیعی و مصنوعی که از میان شاخ و برگ درختان اقاقیا فیلتر میشود، فضایی تابستانی و شاد خلق کرده است. این نور که به صورت لکههایی نامنظم (dappled sunlight) بر روی جمعیت افتاده است، حرکت و فعالیت درونی فیگورها را بهخوبی تقویت میکند و این احساس را به بیننده منتقل میسازد که نقاشی زنده و پویا است.
یکی از جالبترین جلوههای نورپردازی در نقاشی، لکههای نوری است که بهطور خاص روی پشت کت مردی که در پیشزمینه راست نشسته است، ایجاد شدهاند. این لکهها که بهطور خاص با رنگهای روشن بر روی لباسهای تیره مرد نشسته نقش بستهاند، کنتراست زیبایی با محیط ایجاد میکنند. این تکنیک در چهرهها نیز مشاهده میشود، بهویژه بر روی شقیقه مرد سیگاری در سمت راست یا تارهای موی زن خمشده در مرکز نقاشی. این ویژگیهای بصری به شدت بر حرکت و حالت گذرا در تصویر تأکید میکنند.
رنوار با استفاده از ترکیبهای رنگی مختلف مانند صورتی، زرد، آبی و سبز، یک منشور رنگی خلق کرده است که به نقاشی عمق و حرکت میبخشد. او از ضربات قلممو با رنگهای روشن برای افزودن حرکت و حس عمق به فیگورها بهره برده است. این ترکیبهای رنگی که به طور استادانهای با هم تلفیق میشوند، باعث شدهاند تا نقاشی به لحاظ بصری پرجنبوجوش و در عین حال روان و یکپارچه به نظر برسد.
در پیروی از روشهای سنتی امپرسیونیسم، رنوار به عمد از رنگ سیاه استفاده نکرده است. او در نقاشیهایش، حتی در لباسهای تیره مردان، به جای رنگ سیاه خالص، از ترکیب رنگهایی چون آبی، قرمز و سبز استفاده کرده است. این انتخاب نه تنها به اثر جلوهای طبیعیتر میدهد، بلکه درک از نور و سایه را در نقاشی بهطور جالبی پیچیده میسازد. لکههای نور که از میان درختان فیلتر شدهاند، از صورتیها و بنفشهای نرم ایجاد شدهاند و این خود به ایجاد یک فضاسازی دلنشین و در عین حال پیچیده در اثر کمک میکند.
یکی از جنبههای برجسته و نوآورانه نقاشی «رقص در مولن دلاگالت»، ترکیببندی خاص آن است. نقاشی با ابعاد بزرگ خود، که بهمنظور نمایش جنبهای از زندگی روزمره خلق شده است، دارای یک ناهمگونی جالب در ترکیببندی است. فیگورها عمدتاً در پایین و سمت راست نقاشی جمع شدهاند و فضای خالی در سمت چپ تنها با یک زوج رقصنده پر شده است که توسط نور خورشید، تقریباً بهطور کامل در مرکز توجه قرار دارند. این زوج بهطور ویژه توسط لکههای نور خورشید برجسته شدهاند و این تمایز در نحوهی نمایش بهطور خاص توجه بیننده را به خود جلب میکند.
یکی از جذابترین و مدرنترین ویژگیهای این اثر، حس دلبخواهی و لحظهای است که در آن نه تنها زمان بهطور کامل متوقف شده، بلکه ترکیببندی نقاشی بهگونهای است که فیگورها قطع میشوند و گویی صحنه فراتر از قاب نقاشی ادامه دارد. این حس که در واقع مشابه یک عکس فوری یا تصویر عکاسی است، به بیننده این احساس را میدهد که صحنهای واقعی و طبیعی را در لحظه شکار کرده است، بدون اینکه ترکیببندی بهطور کامل و از پیش طراحی شده باشد. این گونه برشها و زاویهها، امکان مشاهدهی پهلوی فیگورها و پشت آنان را فراهم میآورد که در نقاشیهای سنتی کمتر دیده میشد.
نکته جالب دیگر در این نقاشی، توزیع یکنواخت توجه در سرتاسر بوم است. برخلاف نقاشیهای آکادمیک که در آنها هنرمند توجه بیننده را به یک نقطه خاص جلب میکرد، در اینجا فیگورها در سراسر صحنه پراکندهاند و چشم بیننده در نقاط مختلف نقاشی میچرخد. این ویژگی که به اصطلاح به آن all-overness میگویند، نمایانگر تغییرات چشمگیر در نحوهی نگاه به زندگی و فضای اجتماعی است.
پیر-اگوست رنوار، به عنوان یکی از بنیانگذاران اصلی جنبش امپرسیونیسم، تحت تأثیر هنرمندان و دورههای مختلف هنری قرار گرفت که این امر باعث شکلگیری تکنیکهای نوآورانه و اصیل او شد.
در سال ۱۸۶۹، رنوار همکاری نزدیکی با کلود مونه داشت و هر دو بر نقاشی نور و آب تمرکز کردند. در این دوره، آنها به کشف تکنیکی حیاتی برای امپرسیونیسم دست یافتند: فهمیدند که سایهها تنها قهوهای یا سیاه نیستند، بلکه تحت تأثیر محیط اطراف و رنگهای بازتابی از اشیاء، رنگ خود را تغییر میدهند. این اکتشاف اساسی به شکلگیری اصول پایهگذار امپرسیونیسم کمک کرد که در نقاشیهای آنها به وضوح دیده میشود.
در آغاز کار هنری خود، رنوار از هنر اوژن دلاکروا، هنرمند رمانتیک فرانسوی، به شدت الهام گرفت. تکنیک دلاکروا که شامل استفاده از رنگهای متضاد با ضربات قلموی کوچک برای ایجاد جلوههای زنده بود، تأثیر زیادی بر هنرمندان امپرسیونیست داشت. «رقص در مولن دلاگالت» همچنین برخی از ویژگیهای روشنایی آثار کامی کورو را تقلید میکند. کورو، که در زمینه نقاشی منظره تأثیرگذار بود، به نئوکلاسیک گرایش داشت ولی پیشبینیکننده مدرنیسم en plein air امپرسیونیسم بود.
رنوار همچنین تحت تأثیر واقعگرایی هنرمندان بزرگی چون گوستاو کوربه و ادوارد مانه قرار داشت. او به تحسین درک ادگار دگا از حرکت پرداخت و همچنین در آثار خود به شیوهای مشابه با مانه، پرترههای دوستانش را در مکانهایی چون مولن دلاگالت گنجاند.
نقاشیهای رنوار در فضای باز به او این امکان را داد که انسانها، به ویژه زنان، را به عنوان موضوعات اصلی آثار خود انتخاب کند. این تغییر از نقاشیهای طبیعتگرایانه به تمرکز بر فیگورهای انسانی، بهویژه در مولن دلاگالت، نمایانگر گرایش هنری او به جستجوی زیبایی انسانی و زندگی روزمره در پاریس است.
«رقص در مولن دلاگالت» به عنوان یکی از شادترین و شادابترین آثار رنوار شناخته میشود. رنوار هدف خود را از این اثر، خلق فضایی پرنشاط و شاد اعلام کرده است و این نقاشی همواره به عنوان یکی از خوشبینانهترین ترکیببندیها در کارنامه هنری او در نظر گرفته میشود. با این حال، برخی منتقدان دیدگاهی متفاوت نسبت به این اثر دارند.

نام اثر:
تابلو نقاشی رقص در مولن د لا گالت
نام هنرمند:
پیر آگوست رنوآر
سال تولید:
1876
ارتفاع واقعی:
131
عرض واقعی:
175
سبکها و جنبشها :
امپرسیونیسم / Impressionism
نظر کاربران
دیدگاهی ثبت نشدهاست.
دیدگاهتان را با ما به اشتراک بگذارید

سوالات پرتکرار

هنوز شک دارید که کدوم اثر هنری رو انتخاب کنید؟ نیاز به مشاوره در مورد جنس تابلوها یا ثبت سفارش دارید؟
کارشناسان "تونالیته" خوشحال میشوند به شما کمک کنند
تلفن:
ایمیل:
